مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

37

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

سيوطى نزديك به بيست روايت از علماى بزرگ اهل تسنن ، مانند بيهقى ، ابى نعيم و امثال آنان نقل كرده است . « 1 » بايد دانست كه قداست برخى مكانها يا خاكها به سيرهء عملى رايج در ميان مسلمانان صدر اسلام و حتى دوران رسول اكرم ( ص ) مىرسد . برزنجى مىگويد : واجب است هر كس چيزى را از مدينه بيرون برد ، آن را به جايش بازگرداند و تا چنين نكند پيوسته گناهكار است ، مگر از آن خاك به اندازه شفا برده باشد ، مانند خاك قتلگاه حمزه سيدالشهداء و خاك سهيل ؛ زيرا گذشتگان و نسلهاى پس از ايشان بر اين امر اتفاق نظر دارند . « 2 » همچنين اين روش پس از روزگار رسول خدا ( ص ) نيز استمرار يافت . علامه سمهودى در كتاب « وفاء الوفاء » گويد : هنگامى كه پيامبر ( ص ) وفات يافت مردم از تربت شريف آن حضرت بر مىگرفتند . آنگاه عايشه دستور داد كه مقابلشان ديوار كشيدند . درون ديوار سوراخى بود كه از آن تربت بر مىگرفتند ، پس عايشه فرمان داد كه آن را بستند . « 3 » مردم به طلب شفا از خاك‌ها بسنده نمىكنند بلكه جاى گامهاى برخى اولياى خدا را نيز تقديس مىنمايند . حال كه چنين است ، چرا نشود تربت فرزند ، دسته گل ، جگر گوشه و پارهء تن رسول خدا ( ص ) را تقديس كرد و حال آنكه پاكيزه‌ترين و محترم‌ترين تربت‌ها است ؟ ! امام صادق ( ع ) فرموده است : فاطمهء زهرا ( س ) دختر رسول خدا ( ص ) تسبيحى داشت كه نخ آن پشم بود و شمار تكبيرات را روى آن گره زده بود ؛ و آن را با دست مىچرخاند و تكبير و تسبيح مىگفت . پس از آنكه حمزة بن عبدالمطلب به شهادت رسيد ، حضرت با استفاده از تربت وى تسبيح درست كرد و مردم نيز چنين كردند ؛ و چون حسين ( ع ) به شهادت رسيد ، به خاطر فضيلت و برترى تربت وى ، مردم به آن روى آوردند . « 4 »

--> ( 1 ) - ر . ك : الارض و التربة الحسينية ، محمد حسين كاشف الغطاء ، ص 33 - 34 . ( 2 ) - نزهة الناظرين ، برزنجى ، ص 116 . ( 3 ) - وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 385 . ( 4 ) - بحار الانوار ، ج 101 ، ص 133 .